محمد يار بن عرب قطغان
15
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
عالى مقام انخراط مىپذيرفتند تا عدد عساكر نصرت شعار به يكصد و پنجاه نفر رسيد . ( مثنوى : ) ز هر جانب جوانان دلاور * به زير ران درآورده تكاور دليرانى كه روز « 1 » كينهخواهى * يكى گفتى جواب صد سپاهى همه بر گرد خان گشته خروشان * چو زنبوران به گرد شهد جوشان و محمد خان شيبانى را باز در خاطر خطير اين داعيه جايگير شد كه يك بار ديگر سر لشكر احمد خان رفته - متوكّلا على الله - دستبردى رسانده شود . بعد از تصميم اين داعيه عنان عزيمت به صوب لشكر احمد خان معطوف داشت . از آن جمله ، پنجاه نفر را به محافظت اغروق تعيين نموده ، به همراهى يكصد نفر متوجه لشكر احمد خان شد . با آنكه در آن ولا « 2 » لشكر احمد خان از صد هزار كس « 3 » متجاوز بود ، ( مصرع ) : سيل را از كثرت ريگ بيابان باك نيست مطلقا از كثرت مخالفان و قلت موافقان نينديشيد و به عزم مقاتله و محاربهء احمد خان دامان جلادت بر ميان همت استوار كرده ، روى توجه بدان صوب نهاد . ( 9 الف ) ( بيت : ) كسى را كه يارى ز يزدان بود * بر او كار دشوار آسان بود چو يارى رسد بنده را از إله * كند كوه را از زمين همچو كاه و در آن يورش جوانان به هر طرف به رسم يورتاولى مىرفتند و از غنايم آنچه به حصول مىپيوست ، به اردوى همايون مىآوردند . شبى كه از عساكر نصرت شعار شصت نفر به عزيمت يورتاولى به اطراف منتشر گشته بودند و در موكب همايون به غير از چهل نفر نمانده بود ، يكى از امراى احمد خان كه موسوم به قونوش قبچاق بود با هزار مرد مسلّح و مكمل دچار افتاد . چون از دور محمد خان شيبانى اطلاع يافت ، به عزم مدافعه و ممانعه قدم ثبات افشرده به مقاتله دست جلالت برگشاد . و محمد خان شيبانى به اعانت توفيق ملك المستعان با
--> ( 1 ) . س : روزى . ( 2 ) . ولا ولايت ، نك : شيبانىنامه ، ص 13 . ( 3 ) . شيبانىنامه ، ص 14 : « صد و پنجاه هزار كس » .